تبلیغات
مینور - استاد محمد رضا شجریان
مینور




استاد محمد رضا شجریان [عمومی , ]



ابتدا بیایید یك‌بار دیگر ببینیم شجریان كیست؟ او از دهه‌ی چهل كارش را رسماً شروع كرد. در دهه‌ی پنجاه دیگر جایی برای خود باز كرده و یك پای ثابت موسیقی سنتی بود - جایی كه عرصه بزرگانی چون بنان بود - پس از انقلاب دیگر او جزء چند صدایی بود كه در نبود موسیقی پاپ داخلی توانست تا سال‌ها صدای مسكوت موسیقی سنتی را در گوش ملت زمزمه‌گر باشد. آن سال‌های سخت و ناهمگون را موسیقی شاید هیچ‌گاه از یاد نخواهد برد. آن‌جا كه موسیقی نوین پاپ به تاراج غرب رفت و موسیقی سنتی چون شاخه گلی پژمرده با چند صدای مجاز به راهش ادامه داد. (به یاد مرحوم علی حاتمی افتادم كه فیلم دلشدگان را به همین علت ساخت. آن فیلم هم خوش نوایی از استاد به یادگار دارد.)


 

شجریان اما در دهه‌ی هفتاد كه موسیقی (این‌بار به اصطلاح) پاپ در كشور رواج یافت و از سوی دیگر صداهای دیگری در موسیقی سنتی به گوش رسید همچنان بار رسالت خود بر دوش می‌كشید و هرگز از راهی كه همانا احیای موسیقی سنتی و بر افروختن آتش این موسیقی در دل و جان مردم باشد؛ عدول نكرد. با این تفاوت كه این دوره دیگر از اجرای كنسرت‌های داخلی كاسته شد و همه شد تورهای اروپایی.

در دهه‌ی هشتاد شجریان همكاری خود را تقریباً محدود به سه نفر كرد همایون پسرش، علیزاده و كلهر كه به انصاف كارهای خوبی از ایشان شنیدیم. این بار همایون در گوشه‌هایی پدر را همراهی هم می‌كرد. استاد اكنون با گروه جدیدی همكاری می‌كند كه خود تنوع را دلیل این تغییر قلمداد كرده است
.

استاد را اما به چند گمان كودكانه مظنون می‌كنند، این‌كه با حكومت همكاری كرده و از كسانی چون "ایرج" و "گلپا" نردبان ساخته  است و بالا آمده . این‌كه خود را مركز ثقل موسیقی می‌داند و هرچه خود خوانده و می‌خواند را صحیح می‌داند و لاغیر. این‌كه مغرور است و كس را به پای خود نمی‌داند و خلاصه تا بخواهی هست از این‌گونه حرف‌ها.

در تبرای این "سیاوش" ِ موسیقی ایران زمین از این همه ظنّ نابجا همین بس كه نه او با این "صدا واستاد محمدرضا شجریان سیما" همكاری كرده و نه می‌كند چرا كه .... ( حذف شد) . افرادی كه با او همتا می‌كنندشان در سطح او هرگز نبوده و نیستند. نمونه‌اش كارهایی است كه هر كدام انجام داده‌اند. و غرور؛ كه بستگی دارد چه معنایش كنیم؟ كه این عدّه شاید و عزّت نفس و میل به تحوّل و هزاران موضوع دیگر را با آن اشتباه گرفته‌اند.

اما استاد هرگز شاگردان فعالی نداشته است، جز فرزندش همایون و چند نفری كه از او فیض برده‌اند دیگر كسی را چون خود و بجای خود روانه‌ی بازار نكرده، كه برگزاری كارگاه شاید دوای این درد باشد. دیگر آن‌كه استاد گرچه صدایش را از شرق آسیا تا غرب امریكا گسترده است؛ اما نتوانسته موسیقی سنتی را جهانی كند. یعنی موسیقی ایرانی و گوشه‌های آن در موسیقی آنان بكار رود، آن‌گونه كه دیگر شرقیان كرده‌اند، البته خود ایشان در جایی تنبلی و كم كاری را علت دانسته‌اند. استاد همواره رو به جلو رفته و می‌رود و جانب ترقی را فرو نگذاشته است. او امسال را نیكوتر شروع كرده كه نوید از آینده‌ای پربار در موسیقی سنتی می‌دهد.

اما باید باور كرد كه ما در سرزمینی زیست می‌كنیم كه موسیقی را غنا و وسیله‌ی عشرت می‌دانند و هنوز دستور می‌دهند بر علیه‌اش؛ مملكتی كه نشان دادن ساز ملی در تلویزیونش نابجاست. تلویزیونی كه سیمای خوانندگان عَرَب را به آن راه است و تصویر استاد شجریان هنگام پخش بی‌اجازه تصنیفش مدتی كوتاه بصورت محو شده نمایش داده می‌شود. مملكتی كه جوانانش روز را با كوبه‌های موسیقی‌های جاز و رپ و راك شب، و شب را با توهم صبح می‌كنند. در این بین شجریان شجره‌ی موسیقی سنتی ناب را زنده نگاه داشته و به چشمه‌ای زلال می‌ماند كه عطش ما را فرو می‌نشاند. عمرش دراز و راهش پر رهرو.

نغمه سر كن كه جهان تشنه‌ی آواز تو بینم

چشمم آن روز مبیناد كه خاموش در این ساز تو بینم



نوشته شده توسط الناز در  جمعه 2 شهریور 1386 و ساعت 08:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

الناز (27)


موضوعات

عمومی (27)


 آرشیو

شهریور 1386 (3)
مرداد 1386 (17)
تیر 1386 (7)


صفحات





لینكستان




لینكدونی
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی