تبلیغات
مینور - تاریخچه....
مینور




تاریخچه.... [عمومی , ]



 

چگونگی پیدایش موسیقی

 

ازآنجاکه موسیقی و سایرهنرها-ازنخستین جلوه های حیات اجتماعی انسان به شمارمیروند-برای دستیابی به منشاو ریشه ی پیدایش آن ها-درابتدای امر-بایدزندگی وحیات اولیه آدمی را ازنظرتاریخی مورد پزوهش قرارداد-سپس به بررسی وتحلیل اوضاع وشرایط اجتماعی وی پرداخت.

پزوهشگران-انسان پیش از تاریخ را به سه دوره تقسیم کرده اند:

 

الف)دوره پارینه سنگی(حدود30000تا12000سال قبل ازمیلاد):

 

انسان در این دوره پیوسته درتلاش تهیه غذاوپناهگاه بود.غذایش از گوشت حیوانات-میوه وریشه ی درختان وگیاهان تامین می شد.از آنجایی که قادر به تامین نیازمندی هایش نبود-به ناچار به شکل گروهی زیست می کرد.به همین خاطر-از ابتدا پیدایش ودر مراحل رشدوتکامل خود-موجودی اجتماعی بود.این امراو را مجبور کرد تا در برخورد با طبیعت-بین خود ودیگران تفاهم به وجود بیاورد-وباایجاد حرکات منظم وهماهنگ ارتباط بر قرار سازد-وبرای این منظور-ضمن استفاده از دست وصورت(برای ایما و اشاره)-از حنجره اش نیز کمک گرفت وبا ایجاد صدا-دریافت هاوتاثیرات خود را بروز داد.بعد از قرن ها-بر اساس نیازهای مادی ومعنوی-این صداها معنی خاصی یافتندوزبان را به وجود آوردند.

انسان این دوره نه اندیشمند بوده ونه احساس زیباشناسانه ای داشت.در روند کاراجتماعی-انسان-هماهنگی را یکی ازمهمترین عوامل موفقیت خود یافت که با رعایت ریتم معینی همراه بوداین ریتم ها در کلیه حرکات اوبه کار می رفت.به مرور بین اصواتی که در حین کار از حنجره وگلوی او خارج می شد-هماهنگی ایجاد گردیدواصوات هماهنگ وریتمیک حنجره-رفته رفته به صداهای ویزه ای تبدیل گردید-وبدین سان ((ترانه))یا((آواز))(نه به معنای امروزی)به وجود آمد.

انسان این دوره-گذشته از اصوات ریتمیک وآوازهای همراه آن-برای ترساندن حیوانات یا نشان دادن هیجانات خود-حتی زمانی که تنها یا خسته وبود-به تولید اصواتی غم انگیز مبادرت می کرد-وبه این ترتیب احساسات(درونی وبیرونی)خود را آشکار می ساخت.

در اینکه انسان پارینه سنگی نسبت به زیبایی های طبیعی حول وحوش خود احساس رضامندی وخرسندی داشته است-نمی توان نظر مثبتی ارائه  کرد.دست کم می توان چنین پنداشت که احساس زیباشناسی بشر در زمان های فراتراز این به او دست داده است.

بنابراین نمی توان نظر آن گروه از پزوهندگان را درست دانست که معتقدند بشر موسیقی را از اصوات طبیعت(صدای پرندگان-نسیم لابلای برگ درختان-زمزمه ی جویبارو...)آموخته است.این در واقع نیاز انسان اولیه وتلاش آن در جهت مهار کردن طبیعت بود که موسیقی را به وجود آورد-نه لذت اواز طبیعت -به بیان دیگر-این کار بود که موسیقی را پدید آورد وبر اساس آن تحول پیدا کرد-نه احساس زیباپرستانه.علاوه بر این-نه تنها از کار مایه گرفته بود-بلکه خود شکل معینی از کار را نشان می داد.

 

ب)دوره میانه سنگی(حدود12000تا7000سال قبل از میلاد):

 

در این دوران-انسان به مهارت بیشتری در کار-دست می یابدوبه ابزار تولید-شکل تکامل یافته تری می دهد.

شاید بتوان مهمترین اختراع انسان نوسنگی را تیروکمان دانست.او خصیصه ی انعطاف چوب را کشف کردوآن را در جهت ساختن کمان به کار گرفت.این کشفیات کارش را ساده تر-وتولیدش را افزونتر ساخت.او دیگر مجبور نبودکه مدت ها وقتش را صرف شکار کند-بلکه با مقدارکافی از ماحصل فعالیت های خود-می توانست زمانی را به استراحت بگذراند-ونیز تا حدودی موفق شد که در محلی غار مانند-مسکن ثابتی برای خود برگزیند.از این روتوانایی آن را یافت که نخستین مراحل یک اقتصاد برنامه ریزی شده(تقسیم خوراک موجود برای روزهای استراحت)را پی ریزی کند.در نتیجه-طی زمان استراحت-فکرو خیالش ازغم تحصیل خوراک بیشتر-تا اندازه ای فارغ گردیدوکمابیش به زیبایی های پیرامون خویش توجه کرد.

عقیده ی دیرین شناسان بر این است که انسان شکارچی از صدای کمان وآواز خویش-به این باور می رسد که گویا حیوان را جادو کرده است.انسان از جادوی موسیقی سود می جسته است-تا بر حیوان غلبه کند-ویا آن ها را رام سازد.همچنین با ضربه زدن به تنه ی خشک وپوسیده ی درختان به تولید صدای رسایی پی برد از این رو با استفاده ازتنه ی درختان خشک- ابتدا آن ها را به شکل کاسه ای بزرگ می تراشید-وبرای رساتر کردن صدای خود از فضای داخت آن سود می جست.بعدها با استقاده کردن از پوست حیوانات به روی آن-سازی شبیه طبل امروزین ساخت.

در روند کار-انسان توانست بر بخشی از طبیعت مسلط شود-وبا کشف موسیقی وسایر هنرها اعتماد به نفس بیشتری کسب نماید-وبر ترس خود غلبه کند.او در موسیقی قدرتی جادویی می دیدوباور داشت که توسط آن به سحرورام کردن حیوانات بپردازدوبر آن ها فائق آید.به همین خاطر ابتداخود را پیروزوموفق تصورمی کردوسپس با شجاعت ودلیری به جنگ با جانوران وحشی می رفت. به این ترتیب-کار توانست در انسان احساس درک زیبایی شناسانه را به وجود آورد-وهنر رامتجلی سازد.

 

ج)دوره نوسنگی(حدود7000تا4500سال قبل از میلاد):

 

انسان ازشکارچی گری به کشف وزرع روی آورد وکشتگر گردید.این انسان به دلیل نیاز به عوامل طبیعی-باورهایش دیگرگون شدونگرش جدیدی به دست آورد وبرایتولید محصول بیشتر-ونیزدفع آفات-به جلب توجه این نیروها پرداخت.برای هر یک از آن هاخدایی خلق نمودوبه منظور بر آوردن نیاز هایش-به آن ها متوسل گردید.

انسان در حین کار-رفته رفته به اصوات تازه تروریتم های مشخص تری رو می آورد-وپی بردکه اینگونه حرکات-کاروزندگی را آسان می سازد-ودرست از همین رهگذراست که نسبت به حرکات موزون(رقص)علاقه مند گردید-وآن را زیباتریافت.زیبایی رقص ونظمی که در ریتم آن وجود داشت-او را چنان به وجد آورد-که خوداوهمراه با حرکات رقص با دیگران که به تماشای مراسم ایستاده بودند-به همراهی(آوازی)مشغول می شد.این آوازها(آوازهای مذهبی)هسته ی اصلی مراسم مذهبی ای را تشکیل می داد-که از این پس رفته رفته وبه مناسبت های گوناگون به صورت گروهی سروده می شدند وبرای تاثیر پزیری بیشتر-در مکان های مخصوصی اجرا می گردید که برای این منظور ساخته شده بود.او باور داشت که بدین وسیله می تواند با خدایان سخن بگوید وباآن ها رابطه برقرار سازد.به این ترتیب موسیقی به خدمت ادیان درآمد-ودر رهگذر-خدایان مورد پرستش قرار می گرفتند-دین-از سحروجادو فاصله گرفت وتفکرجادویی جای خود را به اعتقادات دینی داد.

دردوره ی((نوسنگی))باورهای بشرتا حدی تحول یافته وهنرش کم وبیش در خدمت این اعتقادات قرار گرفت.کلام پیشرفت کردودقیق ترشدودرپی آن((موسیقی آوازی))نیزشکل گرفت وبه خاطرپیشرفت فن تولیدصداورشدابزار-((موسیقی سازی))نیزبه پیشرفت گرایید.در پی چنین تغییراتی-نیروهای ادراکی انسان نیز توسعه یافت واز نظر زیباشناسی-احساس او لطیف تروظریف تر گردید.انسان شکار گر-با سلاح کشنده ی خود _که چیزی به جزتیروکمان نبود_احساس قدرت می کرد.این قدرت در لحظه ی رهایی تیراز چله ی کمان-به اوج خود می رسیدوتقریبا در همان لحظه نیز-شکار خود را غالبا بی جان پیش روی خود می دیدواز آن احساس شعف می کرد.ودر همان لحظه-بر اثر ارتعاش زه کمان-صدایی به گوشش می رسید که بسیار مطبوع وخوشایند بود.زیرا این صدا همواره وهم زمان با لحظه ی اوج اقتدارش تولید می شدودر مراحل بعدی-شنیدن آن او را به یادقدرت وتوانائیش می انداخت واین تداعی-صدای مزبور را در نظرش زیبا می ساخت.ونیز می دیدکه هرچه کمان را سخت تر بکشد-صوت ایجاد شده شنیدنی تر می شود.همچنین صوت تولید شده ازکمان کوچک ترصدای زیرتری نسبت به کمان بزرگ تر دارد.انسان نخستین پس از زمان هایی بس طولانی به این نتیجه رسیدکه هر گاه به قصد تفنن-بیش از یک زه-به کمان ببندد-از چند صوت مختلف به دست خواهد آورد و شمار زه هاهر چه بیشتر باشد-تعداد اصوات نیز به همان اندازه فزونی می یابد.تا آنجا پیش رفت که از کمان-سازی ساخت که می توان آن را مبدا پیدایش((چنگ))(هارپ)دانست.نه تنها چنگ بلکه باید اعقاب سازهاب((لیر))-((عود))و((گیتار))را تیروکمان شکارچیان عصر((هجر))نامید.رفته رفته توانست از شاخ حیوانات برای فاصله های دورتراستفاده نماید.او می دید که جریان هوا در گذر از یک استخوان تو خالی-صوتی درخشان ترتولید می کند.این احساس-انسان های بعدی را به تجربه بر روی ساختن سازی که متشکل از یک لوله ی صوتی (ساز بادی)تشکیل می شد-برانگیخت.

اختراع سازهاوآلات موسیقی برای بشرکاربردی عملی وسودمند داشته است-به طوری که برای ترساندن ودورکردن پرندگان مزاهم مزارع-دو تکه چوب میان تهی(قاشقک های چوبی امروزی)را به هم می کوبیدوهمین عمل بعدها برای هماهنگی در موسیقی به کار گرفته شد.

تغییروتحول سازها نه تنها گواهی بر رشد ابزارسازی انسان است-بلکه بیانگر رشد اندیشه یاو نیز می باشد که بنابرشرایط زندگی-آدابورسوم-فرهنگ وتمدن هرجامعه-سرزمین مادری-در مسیرهای گوناگون به تکامل می گراید.در واقع ریشه یساختمانی هر گونه سازموسیقی را باید درهمان ابزارنخستین جستجوکرد. وهیچ یک از سازهای امروزی از سه نوع ساز(زهی-بادی وکوبه ای)بیرون نیست-هر چند که از این زمینه ها به گونه ای گسترده ومتنوع تقسیم شده اند.  

 

....................................................................................

 

تاریخچه ی پیدایش سازها

 

 

در آخرین مراحل دوره ی نوسنگی که به پیدایش طبقات و سپس تشکیل دولت ها در شرق منجر شد-به گذشت زمانی حدود 1000 سال(4000 تا 3000 ق م) نیاز بود. این تغیرات در یونان و روم-حدود 2000 سال بعد صورت گرفت.

وقتی در دانش باستانشناسی صحبت از ((شرق)) می شود-منظور سرزمین هایی است که از مصر تا چین گسترده است.در این پهنه ی گسترده-پنج دره ی پر آب وجود دارد که شرایط طبیعی آن ها-عاا اجتماعی انسانی و ازدیاد جمعیت و فعالیت آن ها را نسبت به مناطق دیگر جهان-فراهم آورده است.از غرب به شرق عبارتند از:

1_دره ی نیل-در افریقای شمالی(مصر)

2_دجله و فرات-در مرز بوتامی(بین النهرین)

3_ دره ی سند-در هندوستان

4_ دره ی گنگ- در هندوستان

5_ دره ی هوانگ هو-در چین

نخستین نشانه های مشخص رشد و توسعه ی موسیقی را در محدوده بین النهرین-و در نزد اقوام سومری-آشوری-بابلی و کلدانی یافته اند.بعد از آن نوبت مصر- چین و هند می رسد-سپس باید از سرزمین های فلسطین و یهودیان نام برد.

در مغرب زمین یونان پیشگام بوده است.چنانکه قدمت موسیقی آن به 800 سال ق م می رسد.و در روم(ایتالیا) هم 300 سال ق م-موسیقی رواج داشته است.اینک نگاهی گذرا به هر یک از این مناطق بیندازیم:

 

بین النهرین(مزوپوتامی)

 

موسیقی سومریان

 

موسیقی در میان سومری ها بسیار رواج داشت-بازتاب اعتقادات مذهبی در همه ی هنرها بخصوص موسیقی به چشم می خورد.موسیقی طی مراسم خاص-به خاطر پرستش خدایان به اجرا در می آمد که با کلام وسرایش همراه بود.محل این اجراها-غالبا در((زیگورات)) معبدی(که پنداشته می شدخدایان درآنجا ساکنند)واقع در شهر((اور))بود.از آثاری که به دست آمده است صحنه هایی از رقص و نوازندگی چنگ به چشم می خورد که متعلق به 2100سال ق م می باشد. سومریان درمراسم جشن وسرورنیز از موسیقی استفاده می کردند.

 

سازهای سومریان

 

1_سم()نای زبانه داری بوده است که برای همراهی قطعات آوازی به کار می رفته است.

2_فلوت-که به آن تیگ یا تیگی() گفته می شد.

3_طبل میان باریک-یا بلیغ()که آن را به خدای (اآ)نسبت می دادند.

4_طبل پایه دار-لی لیس()خوانده می شد.

5_دایره دستی-که آپادا()نام داشت.

 

سازهای قرن سوم پیش از میلاد

 

1_لیر یا آلگار()

2_چنگ زاگزال-که کاسه ی صدایی آن در بخش پائینی ساز قرار دارد.

3_چنگ زاگال()-که کاسه ی صدایی آن در بخش بالایی ساز قرار دارد.

 

موسیقی بابل

 

موسیقی نزد بابلی ها از اهمیت فراوانی برخوردار بوده-به طوری که در نقوش به جای مانده-آنان را در حال نواختن چنگ-نی و سازی شبیه قانون نشان می دهد. سازهای بابلیان تکامل یافته بود ودرموسیقی آن ها تاثیر تمدن سومریان مشاهده می گشت.آن ها

معابد بزرگی داشتند که مراسم موسیقی ومذهبی را با تشریفات خاصی در آن جا اجرا می کردند.این بابلیان بودند که برای اولین بار از خوانندگان زن استفاده کردند.و خواندن دسته جمعی هنگام راه رفتن را به آن ها نسبت می دهند.

 

موسیقی آشور

 

اطلاعات تاریخی و هنری دولت آشور را از آثار باقی مانده ای که از شهر نینوا (پایتخت)به دست آمده-از کنده کاری ها و نقوشی که بر جای مانده است-می توان سازهای موجود آن زمان را شناخت.در این نقش ها-بعضی ها نی-سنج ودف می زدند-و برخی چنگ و گروهی دیگر سازی به نام (نزهه)را-که شباهت زیادی به قانون دارد.و نیز بیانگر این حقیقت است که موسیقی در آن جا-مانند بابل وسومر-بیش از سه هزار سال قبل از میلاد وجود داشته است-و آن ها را نه تنها در مراسم مذهبی و درباری- بلکه در زندگی روزمره ی مردم ودر کار و... به کار می گرفته اند.

 

موسیقی کلده

 

در کلده-موسیقی ازمقام شامخی برخوردار بود.به طوری که همواره در دوره ی سلطه ی آن ها-وجود داشته است.چنان که پزشکان آن ها-قبل از درمان به سراییدن آهنگ های مقدس می پرداختند.و همین طور در دربار-از اهمیت به سزایی برخوردار بود.نوازندگان از سازی شبیه لیر که متشکل از پنج وتر بود - استفاده می کردند- و با آن به تکنوازی یا همنوازی می پرداختند.ولی اهمیت تکنوازی بیشتر از نوازندگی گروهی بود.

در زمان کلدانیان برای ستارگان اشعار مذهبی داشتند.علم نجوم وستاره شناسی رونق یافت-و از آن جایی که تئوری موسیقی وریاضیات به این علم مربوط می شد-موسیقی در این ارتباط و از این طریق رشد فراوانی یافت.چنان که آنان به تولید نوعی موسیقی پرداختند که پایه و اساس آن انعکاس ارتباط انسان و دنیای ستارگان بود.بدین سان بین تحقیقات در زمینه ی موسیقی و خیال پردازی اندیشمندان پیوند برقرار گردید و بر اساس فصول چهارگانه ی سال-اولین تقسیم بندی ابتدایی در طول یک سیم را-در چهار فاصله به وجود آورد.از بین آن ها-عدد چهار وهفت(نت های گام)(و اعداد مقدس)-از جلوه ی خاصی برخوردار بود.

کلدانیان از موسیقی زهی-بادی و ضربی بهره مند بودند.از گورستان آن ها که متعلق به 2700 سال پیش از میلاد است-نوعی نی مضاعف(دو دهنه یا دو لوله)نقره ای به دست آمده-که متشکل از چهار سوراخ است.و نیز فلوت دیگری پیدا شده که لوله ای افقی داشته و دارای هفت سوراخ است و متعلق به 2000 سال پیش از میلاد می باشد. آثار کشف شده در حفاری ها و کاوش های باستان شناسی نشان داده است که در بین آن ها سازهای نی-فلوت-شیپور-طبل های بسیار بزرگ وعودهای سه سیم وجود داشته است.

 

موسیقی مصر باستان

 

در مصر-اولین وظیفه ی هنر نشان دادن رب النوع ها و تکیه بر خدایان بود.

هنر رسمی و درباری مصر را باید ((هنر مردگان))دانست(همان گونه که مذهب مردم-مذهب مردگان بود). و این هنری بود که بر مردم تحمیل شده بود.وظیفه ی این هنر تحمیلی-در واقع تزیین مذهب و تجلیل از خدایان-و به ویزه فرعون زمان بود.در کاخ های فراعنه و نیز در اتاق های داخل اهرام-تصاویری نقش بسته است که در میان آن ها-نوازندگان سازهای مختلف- و مهمتر از همه چنگ به چشم می خورد وچند صحنه از رقص قدیم مصریان نقاشی شده و مجسمه ی یک رقاصه که متعلق به 5000 سال قبل از میلاد بوده-کشف گردیده است.

 

سازهای مصریان

 

از انواع سه گانه ی سازهای موسیقی (زهی-بادی-کوبه ای)-همه در سرزمین مصر وجود داشته و در جشن ها به کار می رفته اند.از سازهای بادی به هر دو نوع آنمسی و چوبی)باید اشاره کرد.ساز ارگ-با فشار انگشتان بر شستی های این ساز-و باز شدن دریچه ی هوا و گذشتن از لای سوتک های مخصوص-اصوات موسیقی متفاوتی از این ساز بیرون می آید.قابل ذکر است که ساز ارگ از ابتکارات مصر باستان است.

از سازهای بادی باید از فلوتافقی-نی زبانه دار-قره نی مضاعف(دو زبانه ی موازی)-ابوای مضاعف نام برد.همچنین نزدیک پنجاه فلوت از دوره مصر باستان باقی مانده است.

 

سازهای بادی مسی

 

ترومپت در دو نوع مسی و نقره ای

 

سازهای زهی

 

چنگ-سیتار-عود-سیستروم-لیر

 

از سازهای دیگر مصریان

 می توان قاشقک-سر با دایره های بزرگ-زنگوله وسنج(که توسط یونانیان به مصر برده شده است)را نام برد.

 

موسیقی چین

موسیقی در چین باستان به ندرت هنری مستقل بود و همواره با تشریفات دینی نمایشی ملازمت داشته است

.بر اساس روایات چینی موسیقی نیز مانند چیزهای دیگر از ابتکارات ((فویشی))خان افسانه ای است.

تنوع فرهنگ موسیقی چین طی تاریخ طولانی اش تاثیر عظیمی بر مناطق اطرافش نهاده

-به خصوص در سنت موسیقایی آسیای شرقی نقش مهمی را ایفا کرده است.به طوری که امروزه تاثیر فرهنگ موسیقی چین(ملت هان)را می توان در کشورهای خاور دور مشاهده نمود.

از دیر باز سه نوع موسیقی در چین وجود داشته است

1)

:موسیقی مردمی-که مخصوص جشن ها و مراسم مردمی بوده است.

موسیقی مردمی چین در طول زمان دستخوش تغییراتی شده است

.به طوری که اکنون غیر ممکن است که متن اصلی آن ها را قبل از به وجود آمدن دستگاه های ضبط صوت پیدا کرد.موسیقی سنتی سازی چین به علت داشتن خصوصیت بدیهه نوازی-هیچ گاه به صورت اولیه باقی نماند-با گذشت زمان به سبک های جدیدی گسترش یافت و همیشه در تغییرات و دگرگونی دائمی خود تازه و نو باقی ماند.

اساس و پایه ی نغمه های چینی

2)

-گام پنج پرده ای است که از گذشته های بسیار دور به موسیقی چین حاکم بوده است.موسیقی درباری-که به امپراتوران اختصاص داشته است.

موسیقی

-در دربار امپراتوران چینی-از اهمیت ویزه ای بزخوردار بود-به طوری که قواعد موسیقی نوسط پادشاهان تعیین می گردید.چنان که در موسیقی-هر پادشاهی در حد خود سهم بسزایی داشت.به این خاطر چین از نظر تاریخ موسیقی-قدیمی ترین کشور به شمار می رود.

در فرهنگ چینی

3)

-رنگ از اهمیت خاصی برخوردار است.آن ها مبدا نت اصلی(نقطه ی شروع)را رنگ زرد قرار دادند و آن را هوانگ چونگ(رنگ زرد)نامیدند که پایه ی کوک موسیقی به شمار می رفت.موسیقی مذهبی-که برای تشریفات و مراسم مذهبی به کار برده می شده است.

که ویزه ی تشریفات و مراسم بود و بر اساس الگویی که در مراسم مذهبی چین وجود داشت

-منطبق بود.چنانچه پرده ی پایه ی این نوع موسیقی باید منطبق بر دوازده ماه و دوازده ساعت می بود و نت ها باید بر اساس لحظات و توالی زمان تغییر می کرد.

نفوذ موسیقی ایران در چین

از روزگاران بسیار کهن از طریق جاده ی ابریشم بین ایران و چین وابستگی فرهنگی نزدیکی وجود داشته است

.بزرگ ترین کانون فرهنگی نزاد ایرانی در آن دوره در مشرق ایران قرار داشت و کوچا(در ترکستان)نام یکی از شهر های آن بود.مردم این دیار با ایرانیان شمالی سغد و شرقی غورستان بستگی داشتند.در مشرق کوچا به زبان چینی و در مغرب آن به فارسی سخن می گفتند.

کوچا تاثیر و نفوذ چشمگیری بر موسیقی چین داشت

.سال 384 میلادی این سرزمین توسط یکی از امپراتوران چین فتح گردید.وی رامشگران آنجا را با خود برد و از این طریق موسیقی ایرانی و سازهای آن به چین راه یافت و درباریان چین به شدت به موسیقی خارجی علاقمند شدند به طوری که امپراتوران بعدی هم به گردآوری گروه رامشگران کوچایی پرداختند از این رو موسیقی آنان تغییر اساسی در موسیقی چین نهاد.

در قرن شانزدهم میلادی

-با ورود نمایندگان اروپایی به این کشور-موسیقی از سلطه ی پادشاهان خارج گردید و سازهای اروپایی از جمله کلاوسن و ویولن به این کشور راه یافت.

در قرن نوزدهم میلادی رواج موسیقی غربی در این کشور موجب گردید که روشنفکران به نواقص موسیقی سلطنتی چین آگاه شوند و به ارزش های علمی موسیقی غربی پی ببرند و با به کار گیری آن

1)

2)

3)

-به تکمیل موسیقی خود بپردازند.از آن زمان درموسیقی چین سه مکتب به وجود آمد:موسیقی علمی و بین المللی چین:این مکتب تحت تاثیر موسیقی اروپایی به وجود آمد و توسط دکتر هیسائویومی پایه ریزی گردید.موسیقی ملی چین:این سبک عبارت است از گام های موسیقی چینی با استفاده از سازهای غربی.موسیقی باستانی چین:این مکتب موسیقی متشکل از اصول و قواعد موسیقی چینی با سازهای باستانی چین استکه به ایجاد تکنیک جدید در موسیقی ملی پرداخته است.

سازهای چین

ابتدایی ترین دسته بندی که در مورد سازهای موسیقی چین وجود دارد دسته بندی

((با_این))(Ba_Yin هشت صدایی)است که سازها را بر اساس نوع جنس آن ها-به هشت دسته ی فلزی-سنگی-سفالی-چرمی-ابریشمی-چوبی-پوست بعضی از میوه جات همچون نارگیل یا کدو و خیزران دسته بندی می کند.

سازهای سنتی چین بخش ملموس میراث موسیقایی آن ها به شمار می رود

-این سازها در بر دارنده ی نشانه های تاریخی و بیانگر خویشاوندی سازهای کشور های آسیا و سایر کشورهای جهان هستند.

ابتدایی ترین سازهای چینی که به عصر نوسنگی مربوط می شوند

1)

2)

:چینگ(Ching)-که سنگ صدا داری است.هسوان(Hsuan)-فلوتی کروی است.

سازهای عصر فلز

1)

2)

:کو(Ku)-نوعی طبل می باشد.چونگ(Chung)-نوعی زنگ است.

سازهای قرن یازدهم تا سوم قبل از میلاد

1)

2)

3)

4)

5)

پین چینگ(Pine Ching)-سنگ صدا داری است متشکل از 14 تا 24 آویزه یا صفحه های نازک سنگی به شکل (L)که از ضلع بالائی آن سک قاب چهارگوش آویزان می شود.پین چونگ(Pine Chung)-ساز زنگ صداست که به اندازه ی پین چینگ دارای زنگ است.ارگ ربانه ای(ساز هنی)-این ساز دارای منبع هوایی است که به نی بامبو(هفده عدد)متصل می شود.نوازنده توسط لوله ای که روی محفظه ی هوایی نصب گردیده است به درون آن می دمد و آن را به صدا در می آورد.قدمت این ساز به110 سال قبل از میلاد می رسد.پای هسیائو(Pai-Hsiao)ساز دهنی و از حانواده ی ارگ دهنی می باشد.زیتر(Zither)متشکل از پنج تا هفت سیم بوده است و نوع دیگر آن سه(Se)می باشد که سابقا دارای بیست و شش سیم بوده ولی به مرور به سیزده سیم تبدیل گردیده است.

بجز این سازها باید از سازهای سنگی

(صدا سنگ)و زنگی و طبل های مختلف نام برد.

بیان

-زونگ(سنج های زنگ دار)-کین(Ch'in مربوط به دانش اموزان دوران باستان)و دیزی(Dizi-فلوت خیزرانی)از سازهای دیگر چین باستان هستند.

سازهای قبل از سوم میلاد تا قرن هفتم میلادی


نوشته شده توسط الناز در  چهارشنبه 10 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

الناز (27)


موضوعات

عمومی (27)


 آرشیو

شهریور 1386 (3)
مرداد 1386 (17)
تیر 1386 (7)


صفحات





لینكستان




لینكدونی
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی